قلبي براي زندگي

* تشخيص مخاطرات و استفاده از فرصت ها

قلبي سالم بدون در نظر گرفتن سن و جنس براي سالم زيستن در تمام طول عمر ضروري است ولي همچنان که بيش از ۶۰ درصد زنان دچار سرطان سينه بعنوان بزرگترين مشکل سلامتي مي شوند ، مرگ بعلت بيماريهاي قلبي و سکته مغزي در بين زنان ۸ برابر شايعتر شه است . به همين دليل است که امسال بر اين نکته تأکيد شده است که چقدر براي زنان در تمام جهان مهم است که قلبي براي زندگي داشته باشند .

بيماريهاي قلبي و سکته مغزي به ميزان زيادي از طريق در پيش گرفتن روشهاي زندگي سالم قابل پيشگيري هستند .

بهمين دليل است که فعاليتهاي اين روز بر روي پيشبرد روشهاي زندگي سالم براي زنان و خانواده آنان تمرکز پيدا کرده است . فعاليت فيزيکي ، عدم استعمال دخانيات ، تغذيه سالم ، کنترل وزن و بررسي فشار خون اقداماتي هستند که همه مي توانند کمک کننده باشند .

 

* اولين سکته مغزي در زنان ديرتر از مردان رخ مي دهد ولي ناتوان کننده تر مي باشد .

مطالعه اي نشان داده است که اولين سکته مغزي زنان در سنين بالاتر و شديدتر از مردان بوده و زنان دچار عوارض بيشتري مي شوند . گزارش شده است که زنان و مردان تفاوت هائي در عوامل خطر ، اثرات سکته مغزي ، ميزان عوارض و طول مدت بستري شدن در بيمارستان دارند .

عوامل خطر اصلي در زنان فشار خون بالا و بيماريهاي لخته ساز قلبي بوده اند و عمدتاً دليل آن اين است که زنان به نسبت مردان بيشتر دچار فيبريلاسيون دهليز مي شوند . بيماريهاي شرائين محيطي و استفاده زياد از الکل بيشتر در مردان از عوامل خطر محسوب مي شود . تفاوت هاي جنسي در مورد تاريخچه بيماريهاي ايسکميک قلبي ، سطح کلسترول بالا يا بيماري ديابت يافت نشد .

زنان احتمال بيشتري دارد که دچار آفازي ( عدم قدرت استفاده صحيح از کلمات ) ، اختلالات بينائي و ديسفاژي ( اختلال جويدن يا بلع ) شوند . همچنين زنان به نسبت مردان وضعيت عمومي بدتري در هنگام بستري شدن داشته و در طول مدت بستري نيز عوارض بيشتري پيدا کرده و مدت اقامت آنان در بيمارستان نيز طولاني تر بوده است .

محققين معتقدند که زنان به نسبت مردان بيشتر دچار ناتواني بعد از سکته مغزي مي شوند که علت آن سن بالاتر ، شدت بيشتر سکته مغزي و ميزان بالاتر عوارض بوجود آمده در طول بستري بوده است .

 

* مصرف منظم ماهي خطر بيماري قلبي ،‌ در زنان مبتلا به ديابت تيپ دو را کاهش مي دهد .

در يک مطالعه جديد نشان داده شده است که مصرف منظم ماهي منجر به کاهش ۶۴ درصدي در ريسک بيماريهاي قلبي در زنان مبتلا به ديابت تيپ دو مي شود .

زنان در اين مطالعه بر مبناي ميزان مصرف ماهي به ۵ گروه تقسيم مي شوند .

مصرف کمتر از يکبار درماه ، ۳-۱ بار در ماه ،‌ يکبار در هفته ، ۴-۲ در هفته ، ۵ بار يا بيشتر در هفته

زنان مبتلا به ديابت که حداقل يکبار در ماه ، ماهي مصرف مي کردند مسن تر و کمي سنگين وزن تر بوده و سيگار نمي کشيده اند ، دچار فشار خون و کلسترول بالا بوده و مصرف مولتي ويتامين و يتامين E داشتند .

کسانيکه بيشتر ماهي مصرف مي کردند ، همچنين ميوه و سبزيجات بيشتري مصرف مي کردند ولي ميزان مصرف گوشت قرمز آنان کمتر بود .

در مقايسه با زنان مبتلا به ديابتي که بندرت ماهي مي خورندند ( کمتر از يکبار در ماه ) احتمال وقوع بيماريهاي قلبي بطور متوسط در گروهي که ۳-۱ بار در ماه ، ماهي مي خوردند ( کمتر از يکبار در ماه ) احتمال وقوع بيماريهاي قلبي بطور متوسط در گروهي که ۳-۱ بار در ماه ، ماهي مي خورند ۳۰ درصد ، براي گروهي که يکبار در هفته ماهي مي خوردند ۴۰ درصد و کسانيکه ۴-۲ بار در هفته ماهي مي خوردند ۳۶ درصد و براي کسانيکه ۵ بار در هفته يا بيشتر ماهي مي خوردند تا ۶۴ درصد کاهش يافت مصرف بيشتر ماهي همچنين با کاهش قابل توجه ميزان مرگ و مير همراه بود .

جامعه قلب آمريکا توصيه مي کند که بالغين به استثناي زنان حامله دو بار در هفته ماهي بخورند . براي افراد دچار بيماري قلبي و يا در معرض آن در صورت مشاوره با پزشک افزودن ماهي به رژيم غذايي به شکل کپسول هاي روغن ماهي قابل توصيه مي باشد .

 

* رژيم غذايي غني از فيبر از قلب زنان محافظت مي کند .

يک مطالعه جديد تأييد کننده توصيه هاي غذائي براي زنان مي باشد که مصرف ميوه و سبزيجات و دانه هاي غني از فيبر را افزايش دهند تا در مقابل بيماريهاي قلبي از خود محافظت کنند .

محققين در اين مطالعه دريافتند که زناني که بيشتري فيبر را مصرف مي کرده اند کمترين احتمال براي ابتلا به بيماري قلبي را داشته اند .

 

* ديابت ودخانيات يک ترکيب مرگبار

زناني که ديابت تيپ دو دارند و زياد سيگار مي کشند احتمال مرگ آنان دو برابر کساني است که سيگار نمي کشند در يک مطالعه انجام شده نشان داده شد که اين افزايش احتمال مرگ و مير به نسبت تعداد سيگارهاي کشيده شده بالاتر مي رود . در مورد زنان مبتلا به ديابتي که قبلاً سيگار مي کشيدند اين احتمال کمي بيشتر از کساني بود که سيگار نمي کشيدند . در حاليکه کسانيکه بيش از ۳۵ سيگار در روز مي کشيدند احتمال مرگ و مير در آنان  دو برابر بود .

محققين نتيجه گيري کردند که ترکيب ديابت تيپ ۲و دخانيات بسيار خطرساز بوده و از آنجا که ترک سيگار تا حد زيادي احتمال مرگ ومير را کاهش ميدهد بايد بيماران مبتلا به ديابت تشويق شوند که سيگار را ترک کنند .

 

* زنان جوان مبتلا به ديابت تيپ يک احتمال بيشتري دارد که بعلت بيماري قلبي جان خود را از دست بدهند .

يک مطالعه جديد نشان داده است که زنان جوان مبتلا به ديابت تيپ يک به نسبت زنان بدون اين بيماري ۳۰ برابر احتمال بيشتري دارد که جان خود را از دست بدهند .

در حاليکه در جمعيت عمومي در افراد زير ۴۵ سال مردان دچار درصد مرگ و مير بالاتري از بيماري قلبي بودند . تفاوتي بين زنان و مردان مبتلا به ديابت تيپ يک نبود . درصد مرگ و مير کلي براي زنان ديابتيک زير ۴۵ سال ۷/۳۳  در ظرف ۳۰ سال و ۹/۰  در جمعيت عمومي بود . همچنين زنان قبل از سن يائسگي افزايش قابل توجه ميزان مرگ و مير بعلت سکته مغزي غير خونريزي دهنده بوده اند .

بطور طبيعي زنان در اين گروه سني داراي محافظت طبيعي از بيماريهاي قلبي هستند . اگر چه اين مطالعه نشان داد که ديابت تيپ يک اين محافظت را کاهش داده و زنان را مستعد بيماري قلبي مي سازد .

 

* کاهش مصرف چربي و کالري به کنترل افزايش وزن يائسگي کمک مي کند

زنان معمولاً در طي دوره يائسگي افزايش وزن پيدا مي يابند . ولي يک مطالعه نشان داده است که کاهش مصرف چربي و کالري و افزايش همزمان فعاليت فيزيکي مي تواند به کنترل وزن کمک کرده و افزايش سطح کلسترول را آهسته نمايد .

دراين مطالعه زنان به دو گروه تقسيم شده اند . يک گروه تحت رژيم غذائي با کالري و چربي کم بوده و فعاليت فيزيکي داشتند ولي گروه ديگر رژيم غذايي خاصي نداشتند . وقتي دو گروه ۵/۴  سال بعد با هم مقايسه شدند مشخص شد که سطح کلسترول LDL  در گروه بدون رژيم ۹/۸  ميلي گرم در دسي ليتر افزايش يافت ، در حاليکه در گروه تحت رژيم ۵/۳  ميلي گرم در دسي ليتر افزايش يافت . همچنين زنان داراي رژيم غذايي ۹۰ گرم کاهش وزن داشتند   در حاليکه گروه ديگر ۳/۲  کيلوگرم افزايش وزن داشتند . همچنين سطح قند و تري گليسيريد در زنان بدون رژيم افزايش بيشتري يافت . اندازه دور کمر نيز در گروه تحت رژيم بيشتر از گروه بدون رژيم کاهش يافت . ( ۹/۲  سانتيمتر در مقابل ۵/۰ سانتيمتر )

محققين نتيجه گيري کرده اند که کاهش چربي و کالري و افزايش فعاليت فيزيکي در حوالي زمان يائسگي به کند کردن افزايش سطح کلسترول LDL کمک مي کند . ولي اين افزايش را از بين مي برد . اين استراتژي همچنين به جلوگيري از افزايش وزن در حوالي يائسگي کمک مي کند .

کسانيکه بيشتر ماهي مصرف مي کردند ، همچنين ميوه و سبزيجات بيشتري مصرف مي کردند ولي ميزان مصرف گوشت قرمز آنان کمتر بود .

http://www.irib.ir/health/

 

  
نویسنده : ميلانی ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٢